اوقات شرعی
 
       
      • طبقه بندی مقالات
      • شناسایی عوامل موثر در افزایش مصرف مواد مخدر

        شناسایی عوامل موثر در افزایش مصرف مواد مخدر

        ارائه شده درپایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین
        کلمات کلیدی :
        آسیب های روانی و اجتماعی که متوجه زندگی فرد و خانواده می شوند بسیار زیاد است. طرد شدن از جانب دوستان و آشنایان، روابط خانوادگی گسسته، بی احترامی و از دست دادن شغل از جمله مشکلاتی است که برای مبتلایان ...

        آسیب های روانی و اجتماعی که متوجه زندگی فرد و خانواده می شوند بسیار زیاد است. طرد شدن از جانب دوستان و آشنایان، روابط خانوادگی گسسته، بی احترامی و از دست دادن شغل از جمله مشکلاتی است که برای مبتلایان به اختلال مصرف مواد به وجود می آید(دسی و رایان،2000). در این بین آنچه که دارای اهمیت است شروع مصرف مواد مخدر در سنین پایین و در سال های دبیرستان و ورود به دانشگاه است. از دیدگاه بهداشتی، پیشگیری از یک بیماری در سه سطح تعریف می شود. پیشگیری سطح اول که به معنای شناسایی عوامل مستعد کننده ابتلا و به کار بردن راهبردهای مناسب جهت جلوگیری از ابتلا به بیماریست. پیشگیری سطح دوم به معنای به کاربردن راهبردهای درمانی بعد از ابتلا و سعی در از بین بردن بیماریست و پیشگیری سطح سوم به معنای انجام راهبردهای توانبخشی بعد از بروز تاثیرات منفی بیماریست. بدیهی است که در این رابطه و خصوصا در زمینه مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن، بهترین راهبرد، پیشگیری اولیه است، چراکه هزینه های کمتری را به فرد و جامعه تحمیل می کند. از همین رو، باید سعی شود تا بیشترین آگاهی رسانی هم به والدین و مربیان و هم به دانش آموزان و دانشجویان ارائه شود، تا در حد امکان از بروز اعتیاد و مصرف مواد در افراد پیشگیری شود.در این نوشته سعی شده است تا عوامل بروز اعتیاد، خطر مصرف مواد جدید، فاکتورهای خطرساز در این رابطه مورد بررسی قرار گیرد.

         

        چه عواملی ریسک مصرف مواد را بالا می برد؟

        بر اساس پژوهش های صورت گرفته، عوامل مختلفی وجود دارند که احتمال مصرف مواد مخدر را در فرد افزایش می دهند. در این رابطه می توان به عوامل شخصیتی، ژنتیک، عوامل محیطی، تربیتی و خانوادگی اشاره کرد. از نظر شخصیتی ثابت شده است که احتمال ابتلا به اعتیاد در برخی از سبک های شخصیتی بالاتر از دیگران است. افراد با درجه بالای نوجویی و تجربه گرایی، افرادی که در کودکی مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بوده اند، افرادی با صفت های شخصیتی ضد اجتماعی و افراد تکانشی در مقایسه با دیگران به احتمال بیشتری به مصرف مواد روی می آورند. از نظر ژنتیکی، سابقه ی مصرف مواد در خانواده فرد نشان دهنده بالاتر بودن ریسک مصرف مواد در فرد است. عوامل محیطی مانند حضور در محل هایی که مصرف مواد بالاست، در دسترس بودن مواد در برخی از محله ها، فشارزا بودن و حمایت گر نبودن محیط، تنهایی و افسردگی، همگی احتمال ابتلا را بالا می برد. تجربه نشان داده است حضور تنها یک مواد فروش (ساقی) در یک محله یا یک محیط آموزشی می تواند باعث گرفتار شدن تعداد زیادی از جوانان شود. فقر فرهنگی و اقتصادی هم یکی دیگر از عوامل خطر ساز است. نا آگاهی خانواده ها، سبک های تربیتی نادرست، عدم نظارت والدین بر نوجوانان،نبودن رابطه دوستانه بین نوجوانان و والدین، نا آگاهی خود نوجوانان و جوانان در مورد مواد مختلف و خاصیت اعتیاد آوری آنها، عدم وجود مهارت های ارتباطی در نوجوان، نبودن جراتمندی لازم برای ((نه)) گفتن و همین طور بی تجربگی و دانش اندک اولیا و معلمان در رابطه با مواد نیز از عوامل تاثیر گذار است. در نهایت عدم توجه به نیازها و هیجان جویی های طبیعی یک نوجوان و ایستادن در برابر خواسته های منطقی آنها می تواند از عوامل پناه بردن او به مصرف مواد باشد.

         

        وظیفه ما چیست؟

        با توجه به مقدمه مطرح شده، این سوال مطرح می شود که وظیفه مربیان و اساتید در این رابطه چیست؟ در ادامه سعی می شود به صورت موضوعی هر مورد به طور خلاصه تشریح شود:

        آموزش مهارت های زندگی: مهم ترین نکته در پرورش فرزندان، آموزش مهارت های روانشناختی به آنهاست. این مهارتها می تواند شامل این موارد شود؛ کنترل خشم، جراتمندی اجتماعی، مهارت در برقراری روابط مفید اجتماعی، مهارت های حل مسئله، نوع برخورد با همسالان و غیره. . . . این مهارت ها می تواند هم از طریق والدین و هم از طریق مشاور و روانشناس و بر اساس بسته های آموزشی مدون آموزش داده شود.

        شناسایی نوجوانان و جوانان در معرض خطر: با توجه به مطالبی که در ابتدا گفته شد، لازم است نوجوانان و جوانانی که در مقایسه با دیگر همسالان خود در معرض خطر بیشتری از نظر ابتلا به مصرف مواد هستند، شناسایی شده و مورد توجه بیشتر قرار گرفته و مداخلات لازم انجام شود. همانطور که ذکر شد حضور یک یا چند فرد معتاد در خانواده، فقر مالی و فرهنگی، ضعف تحصیلی، صفت های شخصیتی پرخاشگرانه، زندگی در مناطق جرم خیز، تکانشگری بالا و نوجویی افراطی از عوامل خطر هستند. علاوه بر این حضور مشاوران آگاه و تیز بین که بتوانند رابطه ای صمیمی و دوستانه با دانش آموزان و دانشجویان برقرار کنند، می تواند این امر را تسهیل کند.

        آگاهی بخشی و آموزش: با افزایش روز افزون تولید مواد مخدر و محرک صنعتی و شیمیایی مانند کراک وشیشه لزوم آگاهی بخشی به جوانان بیشتر حس می شود. در همین رابطه لازم است در کلاس های درسی و به صورت کارگاهی در مورد این مواد بحث شود. دانسته های جوانان در مورد این مواد مورد موشکافی قرار گیرد و اطلاعات غلط آن ها اصلاح شود. به عنوان نمونه هنوز، بسیاری از جوانان معتقدند که شیشه اعتیاد آور نیست در حالیکه واقعیت این است که نه تنها شیشه به شدت اعتیاد آور است بلکه به علت نوع و ماهیت این اعتیاد ترک این ماده نیز بسیار دشوار است و مصرف آن عوارض برگشت ناپذیری را به مغز انسان تحمیل می کند. نمایش فیلم های آموزشی و حتی سینمایی با محوریت مصرف مواد نیز می تواند تاثیر پیشگیرانه شگرفی داشته باشد.

        فراهم کردن امکانات برای ارضای هیجان جویی جوانان: همانطور که می دانیم میل به هیجان جویی و شادی طلبی در جوانان در حد بالایی وجود دارد. گرایش به سمت انکار این ویژگی در نوجوانان و جوانان و سرکوب کامل آن، باعث تغییر جهت آن به سمت اعمال مخرب از قبیل مصرف مواد می شود. در عوض باید این نیازها شناسایی شود، در برخی موارد حتی تقویت شود در فضایی رقابتی و پرنشاط به سمت وسوی سازنده و مفید هدایت شود. برگزاری جشن ها، مسابقات ورزشی، اردوهای آموزشی، کارگاه های تخصصی و هدفمند می تواند ما را در نیل به این هدف یاری رساند.

        آموزش و ارتقای آگاهی مربیان و والدین: توصیه می شود کارگاه های آموزشی با محوریت بحث اعتیاد و مصرف مواد، صرفا با حضور والدین و مربیان و با حضور متخصصین امر برگزار شود تا مربیان و والدین از نظر بنیه علمی لازم برای ورود به این عرصه و مداخله در این زمینه تقویت شوند. در همین رابطه لازم است مانند بسیاری از کشورها واحدهایی در رابطه با مواد و اعتیاد و حتی آموزش مهارت های زندگی در بین دروس گنجانده شود.

        همکاری با مراکز پژوهشی، درمانی و دانشگاه ها: از آنجایی که اخیرا در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی کشور، تحقیقات زیادی در رابطه با شیوع و علل گسترش اعتیاد در کشور انجام شده است، می توان دست نیاز به سوی این موسسات و محققین آن ها دراز کرد تا بتوانیم از داده های ارزشمند پژوهشی آن ها استفاده کنیم. بسیاری از اساتید و دانشجویان حاضر در این بخش ها حاضرند با کمترین چشمداشت وارد این عرصه شده و تجربیات گرانبهای خود را در اختیار اولیاء امور قرار دهند.

        همکاری با نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر: بهره گیری از پرسنل نیروی انتظامی در مدارس و دانشگاه ها، علاوه بر اینکه می تواند سبب تلطیف رابطه مردم و پلیس شود می تواند فرصتی باشد برای استفاده از تجارب این عزیزان در رابطه با مواد مخدر و تبعات مصرف آن. تجربه نشان داده است که در اینگوه جلسات سوالات زیادی برای جوانان پیش می آید که پاسخ به آنها از سوی یک فرد خبره می تواند سبب افزایش آگاهی جوانان شود.

        طبیعی است که بر اساس منطق پیشگیری اولیه تلاش کنیم در حد امکان از ابتلای نوجوانان و جوانان به اعتیاد پیشگیری کنیم. چراکه بعد از ابتلای فرد به این بیماری، درمان آن بسیار دشوار، پرهزینه و با احتمال عود بسیار بالایی خواهد بود. هزینه ایی که به فرد معتاد، خانواده او، جامعه و دولت وارد می شود بسیار بیشتر از هزینه ای است که باید در راه جلوگیری از آن صرف کرد. اگر نوجوان از نظر تربیتی به آن از پختگی و آگاهی لازم دست یابد، حتی با وجود در دسترس بودن مواد هم احتمال گرفتار شدن او بسیار کاهش خواهد یافت. رسیدن به این مهم جز از طریق همکاری مدارس، نیروی انتظامی، دانشگاه ها، شهرداری و دیگر ارگان های مرتبط با این موضوع، ممکن نخواهد بود.

         

        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
        کد امنیتی:
         
        3 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر