4°C آفتابی
اوقات شرعی
 
       
      • ثواب زیارت سیدالشهداء
        ثواب زیارت سیدالشهداء

        مرحوم ملا آقا دربندی در کتاب «سعادت ناصریه» نقل کرده است که:

        عمر پاشا حاکم بغداد در حدود حکمرانی خود تعدی و ظلم می کرد در آن زمان یعقوب افندی حاکم «هندیه» بود، او که در باطن از امامیه بود از آخوندی دربندی خواهش کرد که حاکم بغداد را موغظه و نصیحت کند که از ستم و اذیت زوار دست بردارد.

        آخوند می گوید: من دیر رسیدم وقتی حاکم خودش نبود دفتردار افندی را نایب خود قرار داده بود، من به ملاقات او رفتم، و به او گفتم: خواستم تخف و هدایائی که از همه هدایا بهتر و اشرف باشد نزد شما بیاورم. گفت آن هدایا چیست؟ گفتم: از فضائل آل محمد خصوصاً سیدالموحدین امیرالمؤمنین علیه‏ السلام. آن وقت گفتم اشرف کتب اخبار در نزد شما کدام است؟ گفت جامعه صحیفه امام بخاری پس من از احوال بخاری و کیفیت اطلاع او از بعضی از علوم در سن ده سالگی و مسافرت او به مکه و مدینه و حجاز یمن و بلاد مغر و شامان برای اخذ حدیث و اینکه هفتصد هزار حدیث حفظ بود و کیفیت تدریس او در بغداد گفتم، و چند حدیث از کتاب صحیح او در فضیلت علی علیه ‏السلام بیان کردم. دفتردار با ادب تمام نشست و خود را بفکر فرو برد. پس گفتم قدری از فضائل امام حسین علیه ‏السلام را نیز بشنو، گفت: بیان کن.

        گفتم: اولاً این حدیث که رسول خدا فرمود:«ضَربَهُ عَلِیُ یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَهِ الثّقَلیَن» یعنی ضربت علی در روز خندق که به عمر و ابن عبدود زد فضیلت و ثوابش افضل ازعبادت جن و انس است آیا از علماء اهل سنت کسی منکر این حدیث هست؟ گفت: نه. گفتم: پس عبادت جمیع انبیاء داخل درعبادت ثقلین است و این یک ضربت ازعبادت جمیع انبیاء جز خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله افضل است. چه به این درجه بودن این ضربت بواسطه اطاعت امر پیغمبر و شریعت اوست.

        پس گفتم: ایا پیغمبر هرگز اغراق و دروغ می گوید؟

        گفت: نه، بجهت آنکه:« وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی» گفتم: ایا ثواب یک حج پیغمبر صلی الله علیه و اله: بالاتر است یاثواب ضربت علی علیه السلام درخندق؟

        دفتردار سکوت کرد. گفتم: جای سکوت نیست بلکه حج پیغمبر صلی الله علیه و آله افضل است، بدلیل آنکه قبلا ذکر شد.

        آنوقت گفتم در صحیح بخاری نوشته یک روز حسین در نوبت عایشه به نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و آهسته آهسته راه می ‏رفت پیغمبر او را در آغوش کشید و بسیار بوسید و بوئید، عایشه گفت: یا رسول الله چقدر این پسرت را دوست داری؟ فرمود: مگر تو نمی دانی که این پاره جگر من است؟ پس آن حضرت بسیار گریست عایشه از علت گریه سوال کرد فرمود: جای شمشیرها و نیزه هاست که می بوسم عایشه عرض کرد مگر او را می کشند؟ فرمود: بلی با لب تشنه،پس فرمود: خوشا به حال آن کسی که بعد از شهادت او را زیارت کند که خداوند اجر یک حج مرا بان کس می دهد. عایشه باتعجب سوال کرد: بقدر ثواب یک حج تو؟ فرمود: بلکه ثواب دو حج من. پرسید: دو حج تو؟ فرمود:«چهار حج». پس عایشه هر چه تعجب کرد و سئوال نمود حضرت بالاترش را فرمود، تا آنکه فرمود: بلکه به قدر ثواب نود حج و عمره من خداوند اجر و ثواب به زائر حسین من میدهد. عایشه سکوت نمود.

        پس آن دفتردارگفت: مولای من،افندی من، اینجا من اشکالی دارم و آن اینکه پیغمبر اغراق و کذب نمی‏ گوید پس این جوابهای گوناگون در برابر سوال عایشه چیست؟ چرا اول یک حج را فرمود و بعد بتدریج حرفش را عوض کرد و بالاتر گفت تا به نود حج رسید؟

        من گفتم این اشکال جوابش این است که مراتب زائرین از حیث معرفت به امام و قرب و بعد مسافت زائرین و کثرت و قلت زحمت و دور نتیجه، ثواب زیارت فرق می ‏کند. دفتردار بسیار مسرور شد و گفت خداوند به تو جزای خیر بدهد و گریه شدیدی کرد و خود را بپای من انداخته و مکرراً بوسید.

        سپس گفتم:و الله مواخذه خواهید شد.

        پس رنگش متغیر شد و گفت چرا؟

        گفتم:به زوار امام حسین علیه‏ السلام اذیت می‏ کنند و مزاحم می ‏شوند و اموالشان را می‏ گیرند و می‏ برند کسی بدادشان نمی ‏رسد.

        دفتردار گفت:حکم می‏ کنم که از این پس دیگر اذیت نکنند. (قصص العلماء،ص111 با مختصر تلخیص)

        تعداد بازدید :325
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر: